تبلیغات
شعر و ادبیات کردوان - یک بار جستی ملخک
 
شعر و ادبیات کردوان
 
 

یک بار جستی ملخک
مردی برای اینکه به بارگاه شاه راه پیدا کرد ادعا کرد که رمالی بلد است وغلامان شاه یکی دو بار اورا امتحان کردند وبرایشان ثابت شد که او رمال خوبی است بنابراین او را نزد شاه بردند . چند روزی در بارگاه شاه بود تا اینکه شاه ملخی را دید خواست ملخ را بگیرد اما ملخ فرار کرد دوباره اقدام کردباز ملخ فرار کردبرای بار سوم شاه موفق شد . ملخ را درون دستش پنهان کرد و پیش رمال برد و از پرسید: که رمال یا بگو درون دستم چیست یا تورا میکشم.و رمال چون این کار از دستش ساخته نبود دانست که این بار گیر افتاده گفت : یک بار جستی ملخک دوبارجستی ملخک آخر به دستی ملخک و شاه که متوجه نشداو خودش را میگوید به اوپاداش داد واورا تحسین کرد.




نوع مطلب : چنته {کشکول}، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1389 :: توسط : غلامرضا حسینی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: غلامرضا حسینی
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
طرفدار کدام تیم هستید




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو