تبلیغات
شعر و ادبیات کردوان - مرغ یک منی
 
شعر و ادبیات کردوان
 
 

روزی شغالی مرغی را از خانه پیرزنی به دندان گرفته ودرحالی که فرار می کرد پیرزن داد می زد وای مرغ یک منی

(سه کیلویی ) ومرتب پشت سرهم دادوبیداد می کرد تا شغال رسید به روباهی زبان به شکایت گشود وگفت مردم

چقدر مشکلات را بزرگ جلوه می دهند روباه گفت برای چی  مگر چی شده شغال جواب داد مثل این پیرزن یک مرغ مردنی 

وکوچک ولی او حرف از یک مرغ یک من  ودومن می زند روباه گفت بده تا من وزنش کنم روباه مرغ  را به دندان گرفت درحالی که فرار 

می کرد به شغال گفت از قول من به پیرزن بگو هر چقدر دلش خواست حساب کند






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 :: توسط : غلامرضا حسینی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: غلامرضا حسینی
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
طرفدار کدام تیم هستید




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو