تبلیغات
شعر و ادبیات کردوان - نام آوران جهان
 
شعر و ادبیات کردوان
 
 

اسمش فلیمینگ  بود یک کشاورز بسیار فقیر اسکاتلندی  یک روز برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت   صدای
 
فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه فقیرانه شان می آمد وسایلش را انداخت وبه سمت باتلاق دوید آنجا پسر

وحشت زده ای را دید که تا کمر در لجن سیاه فرو رفته بود  فلیمینگ فقیر پسر بجه را از مرگ تدریجی وحشتناک

نجات داد روز بعد یک کالسکه تجملاتی در زمین کنار منزل کشاورز فقیر ایستاد نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از

کالسکه بیرون آمد وگفت پدر پسری است که فلیمینگ نجاتش داده در همان لحظه پسر کشاورز از کلبه بیرون آمد نجیب

زاده پرسید این پسر شماست  کشاورز جواب دادبله پسر من است

نجیب زاده گفت اجازه دهید پسرتان را با خود ببرم وتحصیلات خوب یادش بدهم کشاورز قبول کرد  بعدها پسر

فلیمیگ کشاورز از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ تحصیل شد ودر سراسر جهان به الکساندرفلیمینگ 

کاشف پنی سیلین معروف شد سالها بعد پسر نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد بوسیله دوای پنی سیلین

نجات یافت

پسر نجیب زاده کسی نبود چز وینستون چرچیل

نتجه  اینکه چوپان بودن یا فقیر بودن ننگ وعیب نیست     






نوع مطلب : حکایات، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 22 فروردین 1390 :: توسط : غلامرضا حسینی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: غلامرضا حسینی
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
طرفدار کدام تیم هستید




برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو